die Käseplatte

Aussprache: /ˈkɛːzəˌplatə/
Worttrennung: Kä·se·plat·te
اسم

بشقاب پنیر، دیس پنیر

Bedeutungen

1

ظرف یا بشقابی که انواع مختلف پنیر به صورت برش‌خورده یا کامل برای سرو چیده شده‌اند.

  • Wir bestellen eine Käseplatte als Vorspeise.ما یک بشقاب پنیر به عنوان پیش‌غذا سفارش می‌دهیم.
  • Die Käseplatte wurde mit Früchten und Nüssen garniert.دیس پنیر با میوه و مغزها تزئین شده بود.
  • Auf der Party gab es eine große Auswahl an Käseplatten.در مهمانی، انواع مختلفی از بشقاب‌های پنیر وجود داشت.