die Käseplatte
بشقاب پنیر، دیس پنیر
Bedeutungen
1
ظرف یا بشقابی که انواع مختلف پنیر به صورت برشخورده یا کامل برای سرو چیده شدهاند.
- Wir bestellen eine Käseplatte als Vorspeise.ما یک بشقاب پنیر به عنوان پیشغذا سفارش میدهیم.
- Die Käseplatte wurde mit Früchten und Nüssen garniert.دیس پنیر با میوه و مغزها تزئین شده بود.
- Auf der Party gab es eine große Auswahl an Käseplatten.در مهمانی، انواع مختلفی از بشقابهای پنیر وجود داشت.