die Käserei
پنیرسازی، کارخانه پنیرسازی
Bedeutungen
1
مکانی که در آن پنیر تولید میشود؛ کارخانه یا کارگاهی که به تولید پنیر اختصاص دارد.
- Die Käserei in unserem Dorf stellt ausgezeichneten Bergkäse her.کارخانه پنیرسازی در دهکده ما پنیر کوهستانی عالی تولید میکند.
- Wir machten eine Führung durch die Käserei und lernten den Herstellungsprozess kennen.ما یک بازدید از کارخانه پنیرسازی انجام دادیم و با فرآیند تولید آشنا شدیم.
- Der Duft von frischem Käse lag in der Luft der Käserei.بوی پنیر تازه در هوای کارخانه پنیرسازی پیچیده بود.
2
فرآیند یا هنر ساخت پنیر.
- Die Käserei erfordert viel Geduld und Fachwissen.پنیرسازی نیازمند صبر و دانش تخصصی زیادی است.
- Er hat sich auf die Käserei von Ziegenmilch spezialisiert.او در پنیرسازی با شیر بز تخصص یافته است.
- Die traditionelle Käserei wird von Generation zu Generation weitergegeben.پنیرسازی سنتی نسل به نسل منتقل میشود.