der Kauz
مرغ حق (نوعی جغد)، آدم عجیبالغرور اما دوستداشتنی
Bedeutungen
1
نوعی جغد کوچک با صدای خاص که در شب فعال است.
- In der alten Eiche hörten wir den Ruf des Kauzes.در بلوط پیر، صدای مرغ حق را شنیدیم.
- Der Kauz ist nachtaktiv und jagt Mäuse.مرغ حق شبزی است و موش شکار میکند.
- Ein Kauz flog lautlos durch die Dunkelheit.یک مرغ حق بیصدا در تاریکی پرواز کرد.
2
به صورت غیررسمی و با لحنی دوستانه، به فردی گفته میشود که کمی عجیب، گوشهگیر یا خودرأی است، اما در کل فردی دوستداشتنی و قابل احترام است.
- Mein alter Professor war ein ziemlicher Kauz, aber sehr weise.استاد پیر من کمی عجیب بود، اما بسیار دانا بود.
- Er ist ein bisschen ein Kauz, aber ein guter Freund.او کمی عجیب و غریب است، اما دوست خوبی است.
- Der Kauz lebt allein in seinem Haus und liest nur Bücher.آن آدم عجیبالغرور تنها در خانهاش زندگی میکند و فقط کتاب میخواند.