die Körnung

Aussprache: /ˈkœrnʊŋ/
Worttrennung: Kör·nung
اسم

دانه‌بندی، زبری (سنباده)

Bedeutungen

1

اندازه ذرات یا دانه‌های یک ماده، به ویژه در مورد موادی مانند شن، ماسه، پودر یا سطح سنباده که میزان زبری یا صافی آن را مشخص می‌کند.

  • Die Körnung des Sandes ist für den Bau wichtig.دانه‌بندی شن برای ساخت و ساز مهم است.
  • Für feine Oberflächen benötigt man Schleifpapier mit feiner Körnung.برای سطوح ظریف، به سنباده با دانه‌بندی ریز نیاز است.
  • Die Körnung des Kaffees beeinflusst den Geschmack.دانه‌بندی قهوه بر طعم آن تأثیر می‌گذارد.