das Körpergrab

Aussprache: /ˈkœʁpɐˌɡʁaːp/
Worttrennung: Kör·per·grab
اسم

قبر جسد، تدفین جسدی

Bedeutungen

1

قبر یا مکانی که در آن جسد به طور کامل دفن می‌شود، در مقابل تدفین سوزاندنی.

  • Auf dem alten Friedhof gibt es viele Beispiele für ein einfaches Körpergrab.در قبرستان قدیمی نمونه‌های زیادی از یک قبر جسد ساده وجود دارد.
  • Nach der Einäscherung wurde die Urne in einem Körpergrab beigesetzt.پس از سوزاندن جسد، خاکستر در یک قبر جسد به خاک سپرده شد.
  • Das Körpergrab wurde mit Blumen geschmückt, um dem Verstorbenen zu gedenken.قبر جسد با گل تزئین شد تا یاد درگذشته گرامی داشته شود.