die Körperhälfte
نیمه بدن
Bedeutungen
1
یکی از دو بخش مساوی بدن که توسط خط میانی عمودی تقسیم میشود.
- Nach dem Schlaganfall war seine linke Körperhälfte gelähmt.پس از سکته مغزی، نیمه چپ بدنش فلج شد.
- Der Chirurg operierte die rechte Körperhälfte des Patienten.جراح نیمه راست بدن بیمار را جراحی کرد.
- Sie spürte ein Kribbeln in der rechten Körperhälfte.او احساس گزگز شدن در نیمه راست بدنش را داشت.