der Körperklaus

Aussprache: /ˈkœʁpɐˌklaʊ̯s/
Worttrennung: Kör·per·klaus
اسم

دست و پا چلفتی، آدم ناشی

Bedeutungen

1

فردی که به دلیل ناشی بودن، بی‌دقتی یا عدم هماهنگی در حرکات بدنی، اغلب باعث بروز اتفاقات ناخوشایند، ریختن اشیاء یا برخورد با دیگران می‌شود.

  • Er ist ein ziemlicher Körperklaus und stößt ständig gegen Möbel.او آدم دست و پا چلفتی‌ای است و مدام به وسایل برخورد می‌کند.
  • Pass auf, dass du als Körperklaus nichts fallen lässt!مراقب باش که به عنوان آدم ناشی چیزی را نیندازی!
  • Der neue Kellner war ein Körperklaus und verschüttete Kaffee auf die Gäste.پیشخدمت جدید دست و پا چلفتی بود و روی مهمانان قهوه ریخت.