die Körperkraft
قدرت بدنی، نیروی جسمانی، توانایی فیزیکی
Bedeutungen
1
توانایی فیزیکی بدن برای انجام کارهای سنگین یا اعمال نیرو.
- Für diesen Job braucht man viel Körperkraft.برای این شغل به قدرت بدنی زیادی نیاز است.
- Die Körperkraft des Athleten war beeindruckend.نیروی جسمانی ورزشکار چشمگیر بود.
- Er verließ sich mehr auf seine Körperkraft als auf seine Intelligenz.او بیشتر به قدرت بدنی خود تکیه میکرد تا هوشش.