der Körperkult

Aussprache: /ˈkœʁpɐˌkʊlt/
Worttrennung: Kör·per·kult
اسم

پرستش بدن، تمرکز افراطی بر بدن

Bedeutungen

1

توجه بیش از حد و وسواس‌گونه به ظاهر فیزیکی، تناسب اندام و سلامتی بدن، که گاهی به حد افراط می‌رسد.

  • In der heutigen Gesellschaft ist ein gewisser Körperkult weit verbreitet.در جامعه امروزی، نوعی پرستش بدن تا حدی رایج است.
  • Der ständige Körperkult kann zu Essstörungen führen.پرستش مداوم بدن می‌تواند منجر به اختلالات خوردن شود.
  • Sie lehnt den übertriebenen Körperkult ab und konzentriert sich auf innere Werte.او پرستش افراطی بدن را رد می‌کند و بر ارزش‌های درونی تمرکز دارد.