der Körperteil
عضو بدن، بخش از بدن
Bedeutungen
1
یکی از اجزای تشکیلدهنده بدن انسان یا حیوان.
- Der Arm ist ein wichtiges Körperteil zum Greifen.دست یک عضو مهم بدن برای گرفتن اشیاء است.
- Bei dem Unfall verlor er ein Körperteil.او در حادثه یکی از اعضای بدنش را از دست داد.
- Die Ärzte untersuchten jedes einzelne Körperteil des Patienten.پزشکان تک تک اعضای بدن بیمار را معاینه کردند.