der Köter
سگ (معمولاً با بار معنایی تحقیرآمیز برای سگهای کوچک یا ولگرد)
Beispiele
- Jag den blöden ''Köter'' da weg!آن سگ احمق را از آنجا دور کن!
- Über den Leuchter stolpernd, an den er nicht mehr gedacht, fand er aber doch zuletzt die Klinke, öffnete sie und warf den jungen winselnden ''Köter'' mit einem zwar leise gemurmelten, aber desto herzlicher gemeinten Fluch ins Freie.او در حالی که به شمعدانیای که دیگر به یادش نبود لگد میزد، بالاخره دستگیره را پیدا کرد، آن را باز کرد و آن تولهسگ نالان را با نفرینی که آهسته اما از ته دل زمزمه شده بود، به بیرون پرتاب کرد.