der Köttel

Aussprache: /ˈkœtl̩/
Worttrennung: Köt·tel
اسم

فضله (حیوانات کوچک)، پشکل

Bedeutungen

1

فضولات خشک و گلوله‌ای شکل حیوانات کوچک مانند خرگوش، خوکچه هندی یا گوسفند. (این واژه شکل دیگری از 'Kötel' است و معنای یکسانی دارد).

  • Die Meerschweinchen produzieren viele kleine Köttel.خوکچه‌های هندی فضله‌های کوچک زیادی تولید می‌کنند.
  • Ich muss die Köttel aus dem Käfig meines Hamsters entfernen.من باید فضله‌های قفس همسترم را تمیز کنم.
  • Die Köttel der Schafe sind ein wertvoller Dünger für den Garten.پشکل گوسفندان کود ارزشمندی برای باغ است.