der Küchengarten

Aussprache: /ˈkʏçn̩ˌɡaʁtn̩/
Worttrennung: Kü·chen·gar·ten
اسم

باغ آشپزخانه (باغی برای تامین میوه، سبزی و گیاهان معطر آشپزخانه)

Bedeutungen

1

بخشی از باغ که به طور خاص برای پرورش سبزیجات، میوه‌ها و گیاهان معطر مورد نیاز آشپزی اختصاص داده شده است.

  • Im Küchengarten pflanzen wir frische Kräuter für unsere täglichen Mahlzeiten an.در باغ آشپزخانه، ما سبزیجات معطر تازه را برای وعده‌های غذایی روزانه‌مان می‌کاریم.
  • Der Küchengarten liefert uns das ganze Jahr über frische Zutaten.باغ آشپزخانه تمام طول سال مواد اولیه تازه را برای ما فراهم می‌کند.
  • Sie hat einen kleinen, aber feinen Küchengarten hinter dem Haus.او یک باغ آشپزخانه کوچک اما عالی در پشت خانه دارد.