der Küchenjunge

Aussprache: /ˈkʏçn̩ˌjʊŋə/
Worttrennung: Kü·chen·jun·ge
اسم

پسربچه آشپزخانه، شاگرد آشپزخانه، کارگر ساده آشپزخانه

Bedeutungen

1

پسری جوان یا مردی که در آشپزخانه رستوران، هتل یا خانه‌های بزرگ کار می‌کند و وظایف ساده‌ای مانند شستن ظروف، تمیز کردن و کمک به آشپز را بر عهده دارد.

  • Der Küchenjunge musste heute Morgen die gesamte Küche putzen.پسربچه آشپزخانه امروز صبح مجبور بود کل آشپزخانه را تمیز کند.
  • Er begann seine Karriere als einfacher Küchenjunge in einem kleinen Restaurant.او کار خود را به عنوان یک کارگر ساده آشپزخانه در یک رستوران کوچک آغاز کرد.
  • Der Chefkoch gab dem Küchenjunge Anweisungen für die Vorbereitung des Gemüses.سرآشپز به شاگرد آشپزخانه دستورالعمل‌هایی برای آماده‌سازی سبزیجات داد.