die Küchenkraft

Aussprache: /ˈkyːçn̩kraft/
Worttrennung: Kü·chen·kraft
اسم

نیروی کمکی آشپزخانه، کارگر آشپزخانه

Bedeutungen

1

شخصی که در آشپزخانه رستوران، هتل یا مؤسسه دیگری کار می‌کند و به سرآشپز یا کارکنان دیگر در آماده‌سازی غذا، تمیز کردن و وظایف عمومی کمک می‌کند.

  • Wir suchen eine zuverlässige Küchenkraft für unser Restaurant.ما به دنبال یک نیروی کمکی آشپزخانه قابل اعتماد برای رستوران خود هستیم.
  • Die Küchenkraft half beim Schneiden des Gemüses und beim Abwasch.کارگر آشپزخانه در خرد کردن سبزیجات و شستن ظروف کمک کرد.
  • Als Küchenkraft muss man schnell und effizient arbeiten können.به عنوان نیروی کمکی آشپزخانه، باید بتوانید سریع و کارآمد کار کنید.