die Küchenpapierrolle
رول دستمال کاغذی آشپزخانه
Beispiele
- In der Zeit, als Ola seinen Wehrdienst geleistet hatte, war Arvid eines Nachmittags im Hinterzimmer umgekippt, er lag dort zwischen Bananenkisten und ''Küchenpapierrollen'', bis Sara ihn einige Stunden später fand.در زمانی که اولا خدمت سربازی خود را انجام میداد، آروید یک بعد از ظهر در انبار پشت غش کرد، او آنجا بین جعبههای موز و رولهای دستمال کاغذی آشپزخانه افتاده بود، تا اینکه سارا چند ساعت بعد او را پیدا کرد.