die Küchensprache
زبان آشپزخانه (زبان تخصصی آشپزی)، زبان محلی/عامیانه (معنای مجازی)
Bedeutungen
1
اصطلاحاً به زبان یا واژگان تخصصی و فنی که در حرفه آشپزی و رستورانداری به کار میرود، گفته میشود.
- Der Koch erklärte die Küchensprache, die er täglich benutzte.آشپز زبان تخصصی آشپزی را که روزانه استفاده میکرد، توضیح داد.
- Um die Rezepte zu verstehen, muss man die Küchensprache beherrschen.برای درک دستور پختها، باید زبان تخصصی آشپزی را بلد بود.
- In der Ausbildung lernt man nicht nur das Kochen, sondern auch die Küchensprache.در دوره آموزشی، نه تنها آشپزی، بلکه زبان تخصصی آشپزی را نیز یاد میگیرند.
2
به صورت مجازی و استعاری، به زبان یا اصطلاحات خاص یک گروه، صنف یا محفل که برای افراد خارج از آن گروه قابل فهم نیست، اشاره دارد.
- Die Juristen unterhalten sich oft in einer komplexen Küchensprache.حقوقدانان اغلب با زبان تخصصی پیچیدهای با هم صحبت میکنند.
- Diese Fachzeitschrift verwendet eine reine Küchensprache, die nur Experten verstehen.این مجله تخصصی زبانی کاملاً تخصصی را به کار میبرد که فقط متخصصان آن را میفهمند.
- Er versuchte, die Küchensprache der IT-Branche zu lernen.او سعی کرد زبان تخصصی صنعت فناوری اطلاعات را یاد بگیرد.