der Küchenstuhl

Aussprache: /ˈkyçn̩ˌʃtuːl/
Worttrennung: Kü·chen·stuhl
اسم

صندلی آشپزخانه

Bedeutungen

1

صندلی که به طور معمول در آشپزخانه یا اتاق غذاخوری برای نشستن در کنار میز استفاده می‌شود.

  • Wir brauchen noch zwei weitere Küchenstühle für den Esstisch.ما برای میز غذاخوری به دو صندلی آشپزخانه دیگر نیاز داریم.
  • Der alte Küchenstuhl wackelt ein wenig.صندلی آشپزخانه قدیمی کمی لق می‌زند.
  • Sie kaufte einen neuen Satz Küchenstühle im modernen Design.او مجموعه‌ای جدید از صندلی‌های آشپزخانه با طراحی مدرن خرید.