der Külbel

Aussprache: /ˈkʏlbl̩/
Worttrennung: Kül·bel
اسم

توده شیشه خام (برای ساخت ظروف)

Beispiele

  • Das ''Külbel'' vergrößert sich und wird in der Fertigform auf die Endkontur ausgeblasen.قطعه شیشه‌ای که با دم شیشه به آرامی باد شده و از کوره ذوب شیشه گرفته می‌شود و سپس مثلاً یک بطری از آن ساخته می‌شود