kümmeln

Aussprache: /ˈkʏml̩n/
Worttrennung: küm·meln
فعل

با زیره طعم‌دار کردن، نوشیدن عرق (زیره)

Beispiele

  • Der Wurstbrät wird gesalzt und ''gekümmelt.مایه سوسیس نمک‌سود شده و با زیره طعم‌دار می‌شود.
  • Wollen wir einen ''kümmeln?می‌خواهیم یک عرق (زیره) بنوشیم؟
  • Sie ''kümmelt'' sich gerne einen.او دوست دارد یک عرق (زیره) بنوشد.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

حاوی زیره بودن، بوی زیره دادن، طعم زیره داشتن

  • Das Brot kümmelt stark.این نان بوی زیره قوی می‌دهد.
  • Manche Käsesorten kümmeln.بعضی از انواع پنیر زیره دارند.