die Kümmerin

Aussprache: /ˈkʏməʁɪn/
Worttrennung: Küm·me·rin
اسم

زن دلسوز و پیگیر (کسی که به شدت برای چیزی تلاش می‌کند)

Bedeutungen

1

زنی که به شدت نگران یا مراقب کسی یا چیزی است و برای حل مشکلات او تلاش می‌کند.

  • Sie ist eine echte Kümmerin für ihre kranke Mutter.او واقعاً برای مادر بیمارش دلسوز و پیگیر است.
  • Als Kümmerin im Verein kümmert sie sich um alle Belange der Mitglieder.او به عنوان یک زن دلسوز در انجمن، به تمام امور اعضا رسیدگی می‌کند.
  • Die Lehrerin war eine Kümmerin, die jedem Schüler individuell half.معلم زنی دلسوز بود که به هر دانش‌آموز به صورت فردی کمک می‌کرد.