die Kündigung
فسخ قرارداد، استعفا، اخراج
Bedeutungen
1
اعلام رسمی پایان دادن به یک قرارداد (مانند قرارداد کار، اجاره، بیمه) توسط یکی از طرفین.
- Er hat seine Kündigung fristgerecht eingereicht.او استعفای خود را به موقع ارائه داد.
- Die Kündigung des Mietvertrages muss schriftlich erfolgen.فسخ قرارداد اجاره باید کتبی باشد.
- Wegen der wirtschaftlichen Lage musste das Unternehmen Kündigungen aussprechen.به دلیل وضعیت اقتصادی، شرکت مجبور به اخراج شد.
2
عمل اخراج کردن یک کارمند از شغلش توسط کارفرما.
- Die Kündigung kam für ihn völlig unerwartet.اخراج برای او کاملاً غیرمنتظره بود.
- Er erhielt eine ordentliche Kündigung von seinem Arbeitgeber.او اخطار اخراج عادی را از کارفرمای خود دریافت کرد.
- Die Kündigung eines Mitarbeiters muss gut begründet sein.اخراج یک کارمند باید به خوبی توجیه شود.