die Kündigung

Aussprache: /ˈkʏndɪɡʊŋ/
Worttrennung: Kün·di·gung
اسم

فسخ قرارداد، استعفا، اخراج

Bedeutungen

1

اعلام رسمی پایان دادن به یک قرارداد (مانند قرارداد کار، اجاره، بیمه) توسط یکی از طرفین.

  • Er hat seine Kündigung fristgerecht eingereicht.او استعفای خود را به موقع ارائه داد.
  • Die Kündigung des Mietvertrages muss schriftlich erfolgen.فسخ قرارداد اجاره باید کتبی باشد.
  • Wegen der wirtschaftlichen Lage musste das Unternehmen Kündigungen aussprechen.به دلیل وضعیت اقتصادی، شرکت مجبور به اخراج شد.
2

عمل اخراج کردن یک کارمند از شغلش توسط کارفرما.

  • Die Kündigung kam für ihn völlig unerwartet.اخراج برای او کاملاً غیرمنتظره بود.
  • Er erhielt eine ordentliche Kündigung von seinem Arbeitgeber.او اخطار اخراج عادی را از کارفرمای خود دریافت کرد.
  • Die Kündigung eines Mitarbeiters muss gut begründet sein.اخراج یک کارمند باید به خوبی توجیه شود.