der Kündigungsgrund
دلیل فسخ (قرارداد)
Bedeutungen
1
علت یا دلیلی که منجر به فسخ یا خاتمه دادن به یک قرارداد، شغل یا رابطه کاری میشود.
- Der Arbeitgeber musste einen triftigen Kündigungsgrund angeben.کارفرما مجبور بود دلیل موجهی برای فسخ (قرارداد) ارائه دهد.
- Fehlende Leistung kann ein Kündigungsgrund sein.عملکرد ضعیف میتواند دلیلی برای فسخ باشد.
- Sie suchte nach einem rechtlichen Kündigungsgrund, um den Mietvertrag zu beenden.او به دنبال دلیل قانونی برای فسخ قرارداد اجاره بود.