die Künstlerin

Aussprache: /ˈkʏnstləʁɪn/
Worttrennung: Künst·le·rin
اسم

زن هنرمند

Bedeutungen

1

زن فعال در یکی از رشته‌های هنری مانند نقاشی، مجسمه‌سازی، موسیقی، ادبیات و غیره.

  • Die berühmte Künstlerin stellte ihre neuesten Gemälde in der Galerie aus.این زن هنرمند مشهور، جدیدترین نقاشی‌های خود را در گالری به نمایش گذاشت.
  • Sie träumt davon, eine erfolgreiche Künstlerin zu werden und ihre Werke weltweit zu zeigen.او آرزو دارد که یک زن هنرمند موفق شود و آثارش را در سراسر جهان به نمایش بگذارد.
  • Die Künstlerin nutzte verschiedene Techniken, um die Emotionen im Bild auszudrücken.این زن هنرمند از تکنیک‌های مختلفی برای بیان احساسات در تصویر استفاده کرد.