das Künstlertum

Aussprache: /ˈkʏnstlɐtʊm/
Worttrennung: Künst·ler·tum
اسم

هنرمندی، روحیه هنری

Bedeutungen

1

ویژگی‌ها، روحیه، طرز فکر و سبک زندگی مرتبط با یک هنرمند؛ خلاقیت، حساسیت هنری و تعهد به هنر.

  • Sein ganzes Leben war vom Künstlertum geprägt.تمام زندگی او تحت تأثیر روحیه هنری بود.
  • Das Künstlertum erfordert oft Opfer und Hingabe.هنرمندی اغلب نیازمند فداکاری و از خودگذشتگی است.
  • Sie bewundert das freie und unkonventionelle Künstlertum ihres Vaters.او روحیه هنری آزاد و نامتعارف پدرش را تحسین می‌کند.