die Kür
بخش اختیاری، هنرنمایی انتخابی، گزینش
Beispiele
- Politisch-pragmatische Vorsicht rät zu einer ''Kür'' in Kann-Formulierungen.احتیاط عملگرایانه سیاسی توصیه میکند که «گزینش» در قالب جملات اختیاری باشد.
- Die ''Kür'' der Besten: Eine Jury aus Experten wählt die Festival-Weine.گزینش» بهترینها: هیئتی از کارشناسان، شرابهای جشنواره را انتخاب میکنند.
- In der ''Kür'' zeigte die Eiskunstläuferin erst ihr wahres Können.اسکیتباز در «بخش نمایشی/اختیاری» هنر واقعی خود را نشان داد.
- Was dieser Außenpolitiker bisher gezeigt hat, war mehr Pflicht als ''Kür''.آنچه این سیاستمدار خارجی تاکنون نشان داده، بیشتر «وظیفه اجباری» بود تا «هنرنمایی اختیاری».