der Kürbiskern

Aussprache: /ˈkʏrbɪsˌkɛrn/
Worttrennung: Kür·bis·kern
اسم

دانه کدو تنبل، تخمه کدو

Bedeutungen

1

دانه موجود در داخل کدو تنبل که معمولاً خوراکی است و پس از خشک شدن و شور شدن مصرف می‌شود.

  • Ich röste gerne Kürbiskerne im Ofen.من دوست دارم تخمه کدو را در فر برشته کنم.
  • Der Kürbiskern ist reich an Nährstoffen.تخمه کدو سرشار از مواد مغذی است.
  • Sie hat einen Salat mit gerösteten Kürbiskernen garniert.او سالاد را با تخمه کدو بو داده تزئین کرد.