das Küstenörtchen

Aussprache: /ˈkʏstn̩ˌœːɐ̯t͡çən/
Worttrennung: Küs·ten·ört·chen
اسم

دهکده ساحلی کوچک

Bedeutungen

1

یک دهکده یا شهر کوچک و دلنشین که در نزدیکی ساحل یا دریا واقع شده است.

  • Wir verbrachten unseren Urlaub in einem charmanten Küstenörtchen.ما تعطیلات خود را در یک دهکده ساحلی کوچک و جذاب گذراندیم.
  • Das kleine Küstenörtchen ist bekannt für seine frischen Fischgerichte.این دهکده ساحلی کوچک به خاطر غذاهای دریایی تازه خود مشهور است.
  • Viele Künstler lassen sich in solchen Küstenörtchen nieder.بسیاری از هنرمندان در چنین دهکده‌های ساحلی کوچکی ساکن می‌شوند.