die Küstenfestung

Aussprache: /ˈkʏstn̩ˌfɛstʊŋ/
Worttrennung: Küs·ten·fes·tung
اسم

قلعه ساحلی، دژ ساحلی

Bedeutungen

1

یک سازه دفاعی مستحکم که در نزدیکی یا بر روی خط ساحلی برای محافظت از منطقه در برابر حملات دریایی ساخته شده است.

  • Die alte Küstenfestung diente einst als Schutz vor Piraten.قلعه ساحلی قدیمی زمانی به عنوان محافظ در برابر دزدان دریایی عمل می‌کرد.
  • Touristen besuchen oft die Ruinen der Küstenfestung.گردشگران اغلب از ویرانه‌های قلعه ساحلی بازدید می‌کنند.
  • Die strategische Lage der Küstenfestung war entscheidend für die Verteidigung.موقعیت استراتژیک قلعه ساحلی برای دفاع حیاتی بود.