die Küstennähe

Aussprache: /ˈkʏstn̩ˌnɛːə/
Worttrennung: Küs·ten·nä·he
اسم

نزدیکی به ساحل

Bedeutungen

1

موقعیت جغرافیایی که در فاصله کمی از خط ساحلی دریا یا اقیانوس قرار دارد.

  • Das Hotel wirbt mit seiner Lage in Küstennähe.هتل با موقعیت خود در نزدیکی ساحل تبلیغ می‌کند.
  • Die Küstennähe sorgt für ein mildes Klima.نزدیکی به ساحل باعث ایجاد آب و هوای معتدل می‌شود.
  • Viele Touristen bevorzugen Ferienorte in Küstennähe.بسیاری از گردشگران اقامتگاه‌های تعطیلاتی را در نزدیکی ساحل ترجیح می‌دهند.