Abkürzung
شرکت تضامنی محدود / دادگاه عالی ایالتی / زیرزمین (مخفف Keller)
جملات نمونه برای KG:
Frank Müller ist Gesellschafter der Müller und Sohn ''KG''.
فرانک مولر شریک شرکت تضامنی محدود (KG) مولر و پسر است.
Das Urteil des ''KG'' war für den Angeklagten keine Überraschung.
رأی دادگاه عالی ایالتی (KG) برای متهم تعجبآور نبود.
Der Abstellraum für Fahrräder befindet sich im ''KG''.
انبار دوچرخهها در زیرزمین (KG) قرار دارد.