die Kabinenwand
دیوار کابین
Bedeutungen
1
سطح عمودی یا جانبی یک کابین، مانند کابین هواپیما، آسانسور، یا اتاقک، که فضای داخلی را از بیرون جدا میکند.
- An der Kabinenwand des Flugzeugs sind die Notausgänge markiert.خروجیهای اضطراری روی دیوار کابین هواپیما مشخص شدهاند.
- Die Kabinenwand des Aufzugs ist aus Edelstahl gefertigt.دیوار کابین آسانسور از فولاد ضد زنگ ساخته شده است.
- Wir haben Bilder an die Kabinenwand gehängt, um sie gemütlicher zu machen.ما برای دلپذیرتر کردن فضا، عکسهایی را به دیوار کابین آویزان کردیم.