die Kabinenwand

Aussprache: /kaˈbiːnənˌvant/
Worttrennung: Ka·bi·nen·wand
اسم

دیوار کابین

Bedeutungen

1

سطح عمودی یا جانبی یک کابین، مانند کابین هواپیما، آسانسور، یا اتاقک، که فضای داخلی را از بیرون جدا می‌کند.

  • An der Kabinenwand des Flugzeugs sind die Notausgänge markiert.خروجی‌های اضطراری روی دیوار کابین هواپیما مشخص شده‌اند.
  • Die Kabinenwand des Aufzugs ist aus Edelstahl gefertigt.دیوار کابین آسانسور از فولاد ضد زنگ ساخته شده است.
  • Wir haben Bilder an die Kabinenwand gehängt, um sie gemütlicher zu machen.ما برای دلپذیرتر کردن فضا، عکس‌هایی را به دیوار کابین آویزان کردیم.