das Kabinettstück
شاهکار، کاردستی نفیس، ترفند ماهرانه
Bedeutungen
1
یک اثر هنری یا صنایع دستی که با مهارت و دقت فوقالعادهای ساخته شده است؛ شاهکار.
- Das kleine, geschnitzte Holztier war ein wahres Kabinettstück.حیوان چوبی کوچک و کندهکاری شده یک شاهکار واقعی بود.
- Der Juwelier präsentierte ein neues Kabinettstück aus Gold und Edelsteinen.جواهرساز یک شاهکار جدید از طلا و سنگهای قیمتی را معرفی کرد.
- Diese filigrane Stickerei ist ein beeindruckendes Kabinettstück.این گلدوزی ظریف یک شاهکار چشمگیر است.
2
یک ترفند، حیله یا اقدام بسیار ماهرانه و زیرکانه که با موفقیت انجام شده است.
- Seine geschickte Verhandlungstaktik war ein echtes Kabinettstück.تاکتیک مذاکره ماهرانه او یک ترفند واقعی بود.
- Der Dieb vollführte ein Kabinettstück, indem er unbemerkt entkam.سارق با فرار بیسروصدا یک ترفند ماهرانه را به نمایش گذاشت.
- Das war ein politisches Kabinettstück, wie er die Opposition überlistet hat.این یک ترفند سیاسی بود که چگونه او مخالفان را فریب داد.