das Kackbraun
قهوهای گُهی (رنگ)، (مجازی) تفکر راستگرای افراطی
Beispiele
- kein Herbst spuckte auf die Palette, als dieses Braun: ''Kackbraun'' … kleistrig, als das Parteibraun, SA-Braun, als dieses Uniform-Braun, weit entfernt vom Khakibraun, Braun aus tausend pickligen Ärschen geschissenهیچ پاییزی روی پالت تف نکرد، وقتی این قهوهای: قهوهای گُهی... چسبناک، مانند قهوهای حزبی، قهوهای SA، مانند این قهوهای یونیفرم، بسیار دور از قهوهای خاکی، قهوهای که از هزاران مقعد جوشدار بیرون آمده است
- Seehofer, Mißfelder & Co in der Luftschlacht über Kackbraun - Ziel: der rechte Randزهوفر، میسفلدر و همکاران در نبرد هوایی بر سر قهوهای گُهی - هدف: جناح راست