die Kacke
مدفوع، گه، وضعیت خراب
Beispiele
- Die ''Kacke'' der Hunde lag auf jedem Gehsteig herum.مدفوع سگها روی هر پیادهرویی پخش شده بود.
- Dann lässt er seinen Hund wahrscheinlich nicht nur weiter die Straßen vollscheißen, sondern wirft die ''Kacke'' aus Rache in meinen Briefkasten.سپس احتمالاً نه تنها اجازه میدهد سگش همچنان به ریدن در خیابانها ادامه دهد، بلکه از سر انتقام، مدفوع را به صندوق پست من میاندازد.