اسم
دهکده پرت و دورافتاده، جای پرت، قریه
جملات نمونه برای Kaff:
Was für ein ''Kaff!'' Hier ist ja überhaupt nichts los! Nichts wie zurück in die Stadt!
چه جای پرتی! اینجا اصلاً هیچ خبری نیست! زود باش برگردیم شهر!
„Aufgrund eines Übermaßes an Heißwasser und Energie leisten sich die Isländer in nahezu jedem noch so kleinen ''Kaff'' ein Schwimmbad (Sundlaugar).“
«به خاطر فراوانی آب گرم و انرژی، ایسلندیها تقریباً در هر دهکده پرت و کوچکی یک استخر شنا دارند.»