das Kainsmal

Aussprache: /ˈkaɪ̯nsˌmaːl/
Worttrennung: Kains·mal
اسم

نشان قابیل، داغ ننگ

Bedeutungen

1

به طور استعاری، نشانه‌ای از گناه، شرم یا نفرین که فردی را از دیگران متمایز می‌کند؛ داغ ننگ.

  • Nach dem Verrat trug er das Kainsmal der Schande.پس از خیانت، او داغ ننگ شرم را بر خود داشت.
  • Das Kainsmal seiner Vergangenheit verfolgte ihn sein Leben lang.نشان گذشته‌اش تمام عمر او را دنبال کرد.
  • Manche sahen in seiner Tat ein Kainsmal, das ihn für immer kennzeichnen würde.برخی در عمل او نشانه‌ای می‌دیدند که برای همیشه او را مشخص می‌کرد.