das Kalb Aussprache:/kalp/Wortzerlegung:Kalb اسم گوساله، بچه حیوان جملات نمونه برای Kalb:Das ''Kalb'' springt munter auf der Weide herum.گوساله شادابانه در مرتع بالا و پایین میپرد.„Wichtigstes Haustier war das Rind, das lange gehalten wurde, um ''Kälber'' und Milch zu produzieren.“«مهمترین حیوان اهلی گاو بود که مدتها نگهداری میشد تا گوساله و شیر تولید کند.»