die Kalbsmilch

Aussprache: /ˈkalpsˌmɪlç/
Wortzerlegung: Kalbs·milch
اسم

شیردان گوساله (غذایی که از شیردان گوساله تهیه می‌شود)

Beispiele

  • Toshaway reichte mir mehr Fleisch als sonst, und es gab auch mehr saure ''Kalbsmilch'', die jedes Mal süßer schmeckte, wenn ich sie probierte.توشاوی گوشت بیشتری نسبت به همیشه به من داد، و همچنین "شیردان گوساله" ترش بیشتری وجود داشت که هر بار که آن را امتحان می‌کردم شیرین‌تر به نظر می‌رسید.