die Kameraüberwachung

Aussprache: /kameraˈʔyːpɐˌvaxʊŋ/
Worttrennung: Ka·me·ra·über·wa·chung
اسم

دوربین مداربسته، نظارت تصویری

Bedeutungen

1

استفاده از دوربین‌های مداربسته برای نظارت بر فعالیت‌ها در یک منطقه خاص، معمولاً برای اهداف امنیتی.

  • Die Kameraüberwachung am Bahnhof soll die Sicherheit erhöhen.نظارت تصویری در ایستگاه قطار برای افزایش امنیت است.
  • Wegen der häufigen Diebstähle wurde die Kameraüberwachung im Geschäft verstärkt.به دلیل سرقت‌های مکرر، نظارت تصویری در فروشگاه تشدید شد.
  • Die Einführung der Kameraüberwachung stieß auf Kritik von Datenschützern.معرفی دوربین مداربسته با انتقاد مدافعان حریم خصوصی مواجه شد.