der Kampfeinsatz
عملیات رزمی، ماموریت جنگی
Bedeutungen
1
استفاده از نیروهای نظامی در یک موقعیت جنگی یا عملیاتی برای دستیابی به اهداف نظامی.
- Der Soldat wurde zum ersten Kampfeinsatz eingezogen.سرباز برای اولین عملیات رزمی فراخوانده شد.
- Der Kampfeinsatz war erfolgreich, aber verlustreich.عملیات رزمی موفقیتآمیز بود، اما پرهزینه (تلفات زیاد).
- Die Luftwaffe plant den nächsten Kampfeinsatz.نیروی هوایی در حال برنامهریزی برای عملیات رزمی بعدی است.