der Kampfeinsatz

Aussprache: /ˈkampfˌʔaɪ̯n.zat͡s/
Worttrennung: Kampf·ein·satz
اسم

عملیات رزمی، ماموریت جنگی

Bedeutungen

1

استفاده از نیروهای نظامی در یک موقعیت جنگی یا عملیاتی برای دستیابی به اهداف نظامی.

  • Der Soldat wurde zum ersten Kampfeinsatz eingezogen.سرباز برای اولین عملیات رزمی فراخوانده شد.
  • Der Kampfeinsatz war erfolgreich, aber verlustreich.عملیات رزمی موفقیت‌آمیز بود، اما پرهزینه (تلفات زیاد).
  • Die Luftwaffe plant den nächsten Kampfeinsatz.نیروی هوایی در حال برنامه‌ریزی برای عملیات رزمی بعدی است.