die Kampferfahrung
تجربه نبرد، سابقه جنگی
Bedeutungen
1
تجربه عملی و دست اول در درگیریهای نظامی یا جنگ.
- Der General hatte viel Kampferfahrung aus früheren Kriegen.ژنرال سابقه جنگی زیادی از جنگهای قبلی داشت.
- Seine Kampferfahrung machte ihn zu einem wertvollen Soldaten.تجربه نبرد او را به سربازی ارزشمند تبدیل کرد.
- Die Soldaten sprachen über ihre gemeinsame Kampferfahrung.سربازان درباره تجربه نبرد مشترکشان صحبت میکردند.