die Kampferfahrung

Aussprache: /ˈkampfɛʁˌfaːʁʊŋ/
Worttrennung: Kamp·f·er·fah·rung
اسم

تجربه نبرد، سابقه جنگی

Bedeutungen

1

تجربه عملی و دست اول در درگیری‌های نظامی یا جنگ.

  • Der General hatte viel Kampferfahrung aus früheren Kriegen.ژنرال سابقه جنگی زیادی از جنگ‌های قبلی داشت.
  • Seine Kampferfahrung machte ihn zu einem wertvollen Soldaten.تجربه نبرد او را به سربازی ارزشمند تبدیل کرد.
  • Die Soldaten sprachen über ihre gemeinsame Kampferfahrung.سربازان درباره تجربه نبرد مشترکشان صحبت می‌کردند.