der Kampfplatz
میدان جنگ، میدان نبرد، عرصه مبارزه
Bedeutungen
1
مکانی که در آن نبرد یا جنگ رخ میدهد؛ میدان نبرد.
- Der Kampfplatz war nach der Schlacht übersät mit Trümmern.میدان نبرد پس از جنگ مملو از آوار بود.
- Die Soldaten bereiteten sich auf den Kampfplatz vor.سربازان خود را برای میدان نبرد آماده میکردند.
- Dieser Ort war in der Vergangenheit ein wichtiger Kampfplatz.این مکان در گذشته یک میدان نبرد مهم بوده است.
2
به صورت مجازی، عرصه یا صحنه رقابت، مبارزه یا کشمکش (مثلاً در سیاست یا ورزش).
- Die politische Bühne ist ein ständiger Kampfplatz.صحنه سیاسی یک میدان مبارزه دائمی است.
- Er hat den Kampfplatz der Wirtschaft erfolgreich gemeistert.او عرصه رقابت اقتصادی را با موفقیت پشت سر گذاشته است.
- Das Stadion wurde zum Kampfplatz für die beiden Rivalen.ورزشگاه به عرصه مبارزه این دو رقیب تبدیل شد.