اسم
روز نبرد، روز مبارزه، روز عملیات فشرده
جملات نمونه برای Kampftag:
„Der Wein, die weichen Kissen und die angesammelte Müdigkeit zweier ''Kampftage'' trennten ihn sacht von den beiden und versenkten ihn in Schlaf.“
شراب، بالشهای نرم و خستگی انباشته شده دو روز مبارزه، او را به آرامی از آن دو جدا کرد و به خواب فرو برد.