das Kampfwort

Aussprache: /ˈkampfˌvɔʁt/
Worttrennung: Kampf·wort
اسم

واژه مبارزه، کلمه کلیدی سیاسی/اجتماعی

Bedeutungen

1

کلمه‌ای که بار معنایی قوی سیاسی یا اجتماعی دارد و اغلب در مناقشات یا مبارزات ایدئولوژیک به کار می‌رود.

  • Freiheit' ist ein starkes Kampfwort in vielen politischen Bewegungen.آزادی' یک واژه مبارزه قدرتمند در بسیاری از جنبش‌های سیاسی است.
  • Das Kampfwort der Revolution lautete 'Gleichheit'.واژه کلیدی انقلاب 'برابری' بود.
  • Politiker nutzen oft ein prägnantes Kampfwort, um ihre Anhänger zu mobilisieren.سیاستمداران اغلب از یک واژه کلیدی گیرا برای بسیج حامیان خود استفاده می‌کنند.