das Kampfwerkzeug

Aussprache: /ˈkampfˌvɛʁkt͡sɔɪ̯k/
Worttrennung: Kampf·werk·zeug
اسم

ابزار جنگی، سلاح

Bedeutungen

1

هرگونه وسیله یا ابزاری که برای مبارزه، حمله یا دفاع در جنگ یا درگیری استفاده می‌شود.

  • Die Soldaten trugen verschiedene Kampfwerkzeuge bei sich.سربازان ابزارهای جنگی مختلفی را با خود حمل می‌کردند.
  • Das Museum stellt alte Kampfwerkzeuge aus der Bronzezeit aus.این موزه ابزارهای جنگی قدیمی از عصر برنز را به نمایش می‌گذارد.
  • Ein Messer kann sowohl ein Küchenwerkzeug als auch ein gefährliches Kampfwerkzeug sein.چاقو می‌تواند هم ابزار آشپزخانه و هم یک ابزار جنگی خطرناک باشد.