die Kaplänin
راهبه ارشد، کشیش زن (فرضی)
Bedeutungen
1
یک زن که در کلیسا یا سازمان مذهبی سمت روحانی یا اجرایی دارد؛ معادل زن "Kaplan" (کشیش یا معاون روحانی).
- Die neue Kaplänin wird bald ihren Dienst in unserer Gemeinde antreten.کشیش زن جدید به زودی خدمت خود را در کلیسای ما آغاز خواهد کرد.
- Als Kaplänin ist sie für die Jugendarbeit und die Seelsorge zuständig.به عنوان کشیش زن، او مسئولیت کار با جوانان و امور روحانی را بر عهده دارد.
- Die Ernennung der ersten Kaplänin in dieser Diözese war ein historischer Moment.انتصاب اولین کشیش زن در این حوزه یک لحظه تاریخی بود.