die Kaptivität

Aussprache: /kaptiviˈtɛːt/
Worttrennung: Kap·ti·vi·tät
اسم

اسارت، زندانی بودن، وابستگی (مشتری)

Bedeutungen

1

وضعیت اسارت، زندانی بودن یا عدم آزادی.

  • Die Kaptivität dauerte viele Jahre.اسارت سال‌های زیادی به طول انجامید.
  • Er beschrieb die Kaptivität in dem kleinen Raum.او وضعیت اسارت در آن اتاق کوچک را توصیف کرد.
  • Die Kaptivität des Geistes ist oft schlimmer als die des Körpers.اسارت ذهن اغلب بدتر از اسارت جسم است.
2

وابستگی یا تعهد بلندمدت مشتری به یک ارائه‌دهنده خدمات یا محصول خاص، که خروج از آن دشوار است.

  • Die hohen Wechselkosten führen zu einer starken Kaptivität der Kunden.هزینه‌های بالای تغییر، منجر به وابستگی شدید مشتریان می‌شود.
  • Das Unternehmen versuchte, die Kaptivität durch exzellenten Service zu erhöhen.شرکت تلاش کرد تا با خدمات عالی، وابستگی مشتری را افزایش دهد.
  • Die Kaptivität in diesem Mobilfunkvertrag ist sehr hoch.میزان وابستگی در این قرارداد تلفن همراه بسیار بالاست.