die Kaptivität
اسارت، زندانی بودن، وابستگی (مشتری)
Bedeutungen
1
وضعیت اسارت، زندانی بودن یا عدم آزادی.
- Die Kaptivität dauerte viele Jahre.اسارت سالهای زیادی به طول انجامید.
- Er beschrieb die Kaptivität in dem kleinen Raum.او وضعیت اسارت در آن اتاق کوچک را توصیف کرد.
- Die Kaptivität des Geistes ist oft schlimmer als die des Körpers.اسارت ذهن اغلب بدتر از اسارت جسم است.
2
وابستگی یا تعهد بلندمدت مشتری به یک ارائهدهنده خدمات یا محصول خاص، که خروج از آن دشوار است.
- Die hohen Wechselkosten führen zu einer starken Kaptivität der Kunden.هزینههای بالای تغییر، منجر به وابستگی شدید مشتریان میشود.
- Das Unternehmen versuchte, die Kaptivität durch exzellenten Service zu erhöhen.شرکت تلاش کرد تا با خدمات عالی، وابستگی مشتری را افزایش دهد.
- Die Kaptivität in diesem Mobilfunkvertrag ist sehr hoch.میزان وابستگی در این قرارداد تلفن همراه بسیار بالاست.