die Karawanenführerin

Aussprache: /kaʁaˈvaːnənˌfyːʁəʁɪn/
Worttrennung: Ka·ra·wa·nen·füh·re·rin
اسم

راهنمای زن کاروان، رهبر زن کاروان

Bedeutungen

1

شخصی زن که مسئولیت هدایت و رهبری یک کاروان را بر عهده دارد.

  • Die Karawanenführerin führte die Gruppe sicher durch das Gebirge.راهنمای زن کاروان گروه را با اطمینان از کوهستان عبور داد.
  • Sie war eine mutige Karawanenführerin und kannte sich mit den Sternen aus.او یک راهنمای زن شجاع کاروان بود و با ستارگان آشنایی داشت.
  • Die Karawanenführerin sorgte dafür, dass alle genug Wasser hatten.راهنمای زن کاروان اطمینان حاصل کرد که همه آب کافی دارند.