die Karosseriewerkstatt
صافکاری، تعمیرگاه بدنه خودرو
Bedeutungen
1
کارگاهی که در آن بدنه خودروها تعمیر، صافکاری و رنگآمیزی میشود.
- Nach dem Unfall musste das Auto in die Karosseriewerkstatt.پس از تصادف، ماشین باید به تعمیرگاه بدنه خودرو برده میشد.
- Die Karosseriewerkstatt hat gute Arbeit geleistet, man sieht keine Delle mehr.صافکاری کار خوبی انجام داد، دیگر هیچ فرورفتگی دیده نمیشود.
- Ich habe einen Kostenvoranschlag von der Karosseriewerkstatt für die Reparatur erhalten.من پیشفاکتور تعمیر را از تعمیرگاه بدنه خودرو دریافت کردم.